memaran-88

.......بنام معمار هستی.......

پروژه بررسی اعداد مقدس در معماری

صفر: در آیین بودایی، هیچی و پوچی را می رساند. عبارت است از عدم، هیچ بودن و تجلی نیافتن و فاقد هر گونه کیفیت و کمیت. فیثاغوریان، عدد صفر را عبارت از شکل کامل، جوهر فرد، ابداع کننده و شامل همه چیز می دانند. در اسلام، صفر ذات الهی است. در این دین، صفر، تخم کیهانی و دارای ماهیت دوگانه است و تمامیت را نشان می دهد. شکل آن به صورت دایره میان تهی، هم پوچی مرگ و هم تمامیت زندگی را، در درون دایره نشان می دهد.


یک: در چین عدد یک، آسمانی و نرینه و یانگ و فرخنده است. در آیین عیسوی، علامت پدر، خدا و الوهیت است. در نزد عبرانیان، آدونای، سرور آسمانی، فرخنده و جوهر فردیت و هوش پنهانی است. در اسلام، خداوند به عنوان یکتای مطلق بی نیاز است. تائوئی ها معتقدند که تائو، یک را و یک، دو را و سه، همه چیز را به وجود آورد. فیثاغوریان، یک را روح خدا می دانند که همه چیز از آن نشات می گیرد و جوهر فردیت است.


دو: بوداییان، دو دوگانگی «سامارا» یعنی نرینه و مادینه، نظریه و عمل، حکمت و روش، همچنین کور و لنگ با هم است که یکی راه را ببیند و با هم بدان راه بروند. دو، نزد چینی ها، عدد مونث و نماد یین، زمینی و غیر فرخنده است. در تعابیر اسرارآمیز عبرانی (کابالیسم) دو، به معنای نیروی حیات، حکمت و خودآگاهی است. نزد هندوان، مشتمل بر دوگانگی شاکتا شاکتی است. در اسلام عدد دو، مشتمل بر روان است، افلاطون می گوید که عدد دو، رقمی بدون معناست زیرا در بر دارنده ارتباطی است که عامل سوم را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگ نمادها» آمده است:«در یونان باستان دو به مادر تخصیص داشت. نشانه اصل زنانه بود. در میان تمام موضاعات و اشیاء به شدت دو وجهی، دو می تواند جرثومه پیشرفتی خلاق و همچنین پسرفتی نکبت بار باشد.


سه: عدد سه، نخستین عددی است که کلمه «همه» به آن اطلاق می شود. به قول ارسطو، عدد سه، شامل آغاز، میان و پایان است. نیروی عدد سه، همگانی است و ماهیت سه گانه جهان به عنوان آسمان با زمین و آب ها؛ تولد، حیات مرگ؛ آغاز، میان و پایان؛ گذشته، حال و آینده را نشان می دهد. عدد سه، از نظر نمادگرایی تائویی، عددی نیرومند است. زیرا دارای یک منطقه مرکزی تعادل است. عدد 3 الوهیت سه گانه تثلیث، یعنی پدر و مادر و فرزند را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگ نمادها» زیر مدخل «سه» آمده است:«در سنت های ایرانی، عدد سه اغلب دارای شخصیت های جادویی- مذهبی است. این عدد را در سه جمله رمز دین باستان ایران می بینیم: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک. این سه به معنای سه منجی هستند. پندار زشت، گفتار زشت و کردار زشت مختصات اهریمن یا مظهر بدی ها هستند... بادیه نشینان عرب وقتی برای اخذ تصمیمی تردید داشتند، سه سهم یا تیر انتخاب می کردند و روی یکی می نوشتند امر خدا، روی دیگری می نوشتند منع خدا و روی سومی شرحی نمی نوشتند. سپس تیرها می کردند و طبق دستور آن عمل می کردند. اگر بر تیر انتخابی شرحی نوشته نشده بود، دوباره قرعه کشی می کردند.


در ادبیات عامیانه، سه آرزو، سه کوشش، سه شاهزاده، سه جادوگر، خواهران سه گانه شگفت انگیز پریان بسیار دیده می شود. اعراب پیش از اسلام، «منات» یک الهه سه گانه است که سه باکره مقدس یعنی «لات»، «عزی» و «منات» را به صورت سنگ ها یا ستون های یادمانی بدون شکل یا ستون هایی که کبوترانی بر فراز آنها بودند، نشان می دادند. چینی ها، سه را عدد مقدس، فرخنده، نخستین عدد فرد و عدد یانگ می دانند. نمادهای عدد سه نزد مسیحیان عبارت اند از تثلیث، روان، وحدت جسم و روح در انسان و نیز صفات یا تقواهای مسیحی سه تا هستند: یعنی ایمان، امید و عشق.

زیگورات چغازنبیل؛ تبلور معماری مقدس

بناهای مقدس بر مبنای فلسفه‌ای كه از اعتقاد آدمیان برمی‌خیزد، ساخته می‌شوند. زیگورات چغازنبیل از همین دست بناهای مقدس است كه عناصر تفكر آمیخته با تقدس در آن دیده می‌شوند.

زیگورات بنای خشتی توپُری‌است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد زیگورات‌ها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها متغیر است. برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده‌است. تاکنون هیچ یک از زیگورات‌های شناسایی شده بطور سالم و کامل باقی نمانده‌است و لذا ارتفاع اصلی آنها مشخص نیست. دسترسی به فوقانی ترین طبقه زیگورات به‌وسیله پله کان و یا راه شیب داربوده.کهن ترین زیگورات‌های که تاکنون کشف شده :

زیگورات سیلك كاشان كهن ترین زیگورات جهان

سازنده این زیگورات مشخص نشده است ولی در فاصله بین سالهای 4700 تا 4500 سال پیش ساخته شده است یعنی در زمانی كه ابتدای استفاده از خط برای نگارش بوده است. برای ساخت این زیگورات كه از سه سكو یكی بر بالای دیگری تشكیل شده است از بیش از 1250000 خشت به ابعاد 35در35در15 سانتی متر استفاده شده است. ارتفاع واقعی این زیگورات مشخص نیست ولی آنچه كه از آن باقی مانده است امروزه سطح بالاترین سكوی آن 14 متر از سطح زمینهای اطراف ارتفاع دارد. راه دست رسی به بالاترین طبقه بوسیله شیبی ملایم صورت میگرفته است. زیگورات اور «اور نمو» موسس سلسله سوم اور درسال 2100 قبل از میلاد در شهر اور (عراق فعلی)این زیگوریت را بناکرد.

زیگورات بنای خشتی توپُری‌است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد زیگورات‌ها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها متغیر است. برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده‌است.

زیگورات چغازنبیل

زیگورات چغازنبیل در جنوب غربی ایران نزدیک شوش واقع شده و سالم ترین زیگورات باقی مانده در جهان است و تاریخ بنا به 1250 سال قبل از میلاد می‌رسد این زیگورات توسط «اونتش گال» پادشاه دوره ایلام ساخته شده است .

زیگورات دورشاروکین «سارگون» دوم پادشاه آشور میانی در حدود 700 سال قبل از میلاد این زیگورات رابناکرد.

زیگورات چغازنبیل بنایی است چندطبقه و به صورت مربع كه طبقه اول آن از طبقات بالایی بزرگتر و وسیعتر است. اطراف این بنای مربع شكل، حصارهای دایره‌‌ای وجود دارند كه تداعی كننده تركیب مربع و دایره در وجود این بنای مقدسند. از این لحاظ، زیگورات چغازنبیل شبیه به خانه كعبه است. خانه كعبه بنایی سیاه و مربع (مكعب) شكل است كه مسلمانان با لباس سفید احرام به دور آن دایره‌وار می‌چرخند.

بنای زیگورات‌ها، اهرام، استوپاها، پاگوداها و بناهای «ماندالا» شكل كه همگی از بناهای مقدس به شمار می‌روند، از یك فلسفه همانند پیروی می‌كنند. در همه این‌ بناها، ساختمان‌هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می‌روند كه به نوعی تداعی‌گر كوه هستند و همه آن‌ها فضای مقدسی هستند كه تصور می‌شده در مركز عالم قرار گرفته‌اند.

بنا به اعتقادات اسلامی، در «مجمع التواریخ و القصص» و مأخذهای دیگر آمده است كه سنگ‌های خانه كعبه را فرشتگان از پنج كوه مقدس و حجرالاسود را از بهشت آورده‌اند. از آن پنج كوه نام طور سینا، طور زیتا (زیتون)، كوه جودی و كوه حرا مشخصا آمده است. این كوه‌ها از آن جهت مقدس‌ شمرده شده‌اند كه نظركرده خداوند بودند و پای پیغمبران به آنها رسیده بود: موسی و طور سینا، نوح و كوه جودی، عیسی و كوه زیتا، محمد و كوه حرا. در قاره آسیا و در نزدیكی اولان‌باتور، پایتخت مغولستان كوهی هست كه مغول‌ها آن را «بوگدوال» نام گذارده‌اند: به معنای «كوه خدا».

در واقع زیگورات‌ها، اهرام، مقابر و بناهای برجی شكل، گنبدها و معابد چندین طبقه بلند، پاگوداها و استوپاها، در همه جا نمادی از كوه و آسمان بودند. این موضوع در سرزمین‌هایی كه به طور طبیعی فاقد كوه بودند، بیشتر مشهود است، همانند: بین‌النهرین، مصرسفلی، جنگل‌های مكزیك و پرو.

بنای زیگورات چغازنبیل، مربعی شكل است كه حصارهای دایره‌ای به دور آن دیده می‌شوند. عدد چهار به عنوان عددی مقدس در معماری: چهار نشان‌دهنده چهار جهت اصلی، چهار فصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، چهار عنصر، چهار ستون عالم، چهار منزل قمر، چهار مزاج، چهار بهشت و... است.

چهار در عهد قدیم، عددی نمادین است. مثل چهار رودخانه بهشت كه صلیبی شكل هستند، چهار بخش زمین و غیره. از دورترین اعصار، حتی اعصار نزدیك به پیش از تاریخ، از چهار برای نشان دادن آنچه مستحكم، ملموس و محسوس است، استفاده می‌شد. چهار به گونه‌ای، رقمی الهی است. در بسیاری از موارد، ‌هاله دور سر حضرت عیسی، چهار پرتو دارد یا به چهار بخش شده است. وجود عدد چهار در معماری مذهبی بسیار مشاهده می‌شود. طرح‌هایی كه از بهشت كشیده شده، مربع (مستطیل) شكل و دارای چهار درب هستند. مساجد ایرانی ـ اسلامی گاه چهار ایوانی (در چهار ضلع) هستند. زیگورات معبد چغازنبیل هم دارای چهار درب ورودی است.

زیگورات: تشبیه معابد به كوه‌های كیهانی در فرهنگ بابلیان جایگاه خاصی دارد و این ویژگی را در قالب فرم زیگورات‌های آنان می‌توان دید كه صعود از آن را رسیدن به قله عالم می‌دانستند. کلمه زیگورات یا زیقورات از فعل آکدی «زقارو» (Zegharoo) به معنای بلند و برافراشته ساختن، گرفته شده است. زیگورات بنایی چند طبقه است که مساحت هر طبقه از طبقه پایینی کوچکتر است؛ بنابراین، نمای هر طرف آن به شکل یک پلکان است. این زیگورات‌ها محل نگهداری مجسمه خدایان و انجام مراسم مذهبی بوده‌اند.

زیگورات چغازنبیل:  معماری و بنای زیگورات چغازنبیل بر پایه تفكری مقدس شكل گرفته است. مهمترین معبد شهر باستانی دوراونتاش، زیگوراتی است که در مرکز شهر قرار دارد. این زیگورات وقف خدایان «اینشوشیناک» و «ناپیراشا» (گال) شده است. «گیرشمن» بر پایه تجربیات خود و شواهد موجود معتقد بود که این زیگورات در زمان آبادانی پنج طبقه داشته و ارتفاع آن حدود 52 متر بوده که تنها 5/2 طبقه از آن با ارتفاع 23 تا 24 متر پابرجاست.

برخلاف زیگورات‌های بین‌النهرین که هر طبقه را روی طبقه قبلی می‌ساختند، در این زیگورات ساخت هر طبقه از سطح زمین آغاز شده است. طبقه اول این زیگورات مربعی شکل و طول هر ضلع آن برابر با 2/102 متر یعنی تقریباً برابر طول یک زمین فوتبال است. جهات گوشه‌‌های زیگورات منطبق با چهار جهت اصلی یعنی شمال، جنوب، شرق و غرب است.

معبد اعلی که در بالاترین طبقه زیگورات یعنی طبقه پنجم بوده اكنون از بین رفته است، اما به نظر می‌رسد مجسمه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک در این معبد نگهداری می‌شده. در هنگام خاکبرداری از زیگورات هفتاد آجر نبشته‌دار پیدا شد که روی آنها به زبان ایلامی و اکدی مطالبی بوده که نشان می‌دهد این معبد جایگاه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک بوده است. در وسط هر یک از چهار ضلع زیگورات پلکانی وجود دارد و هر یک از آنها با دروازه‌ای مسدود می‌شده است. این پله‌ها راه صعود به طبقات بالاتر بوده‌اند.

یکی از راه‌های محاسبه تعداد طبقات زیگورات در نظر گرفتن شیب همین پله‌ها است. بدین معنی که اگر پله‌ها با همین شیب به سمت بالا ادامه پیدا کنند، در طبقه پنجم به نزدیکی مرکز زیگورات، یا ورودی معبد اعلی می‌رسد. در بدنه زیگورات چغازنبیل، پس از هر ده ردیف آجر ساده یک ردیف آجر نبشته‌دار به کار برده شده است. تا سال 1965 در شهر دورانتاش 5275 آجر نبشته و خشت نبشته به زبان‌های ایلامی و آکدی کشف شده است. 659 عدد از این آجرها بر بدنه زیگورات باقی مانده‌اند. این نوشته‌ها از وجود ادبیاتی بسیار قوی در 3250 سال پیش در سرزمین ایلام حکایت می‌کند.

زیگورات چغازنبیل درون حصارهای دایره‌ای شكل قرار گرفته است. حصار، دیوار و حلقه سنگ‌چین كه مكان‌های مقدس را در بر می‌گیرند، جزو كهن‌ترین ساختارهای معماری حرم‌ها به شمار می‌روند.  

عدد هفت

تاریخچه:                                                                                                          در سال 1889 کتابی از یک جهانگرد منتشر شد که از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. که برای شمردن تنها از دو عدد یک و دو استفاده می کردند. برای عدد سه می گفتند "دو و یک" برای عدد چهار "دو و دو" پنج" دو دو یک" برای شش "دو دو دو" ولی برای عددهای بزرگتر از شش از کلمه خیلی و یا بسیار استفاده می کردند عدد هفت که برای سده های متوالی برای آنه نامشخص و نا مفهوم بود. اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد وقتی مصری ها بابلی ها و دیگر امت ها توانستند 5 سیاره نزدیک به خورشید را بشناسند با اضافه کردن ماه و خورشید به عدد 7 رسیدند که این موضوع بر تقدس عدد 7 افزود.
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت ،اهورامزدا را مظهر پاکی می دانستند  و برای او هفت صفت مقدس را می شمردند و در مقابل آن اهریمن را مظهر پلیدی می دانستد و می  گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آنها  که اول اسم هر کدامشان سین بود هنگام سال تحویل  سفره می گستراندند و 7 نوع خوراکی که نام هر یک با سین آغاز می شود  :سیر،سرکه، سیب،سماغ،سمنو، سنجد،سکه،سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره 7 سین معروف بود .

برای فیلسوف و ریضیدان یونانی "فیثاغورث" نیز عدد 7 مفهوم ویپه ای داشت که از مجموع دو عدد 3و4 تشکیل شده است مربع و مثلث نزد ریاضیدانان عهد باستان  اشکال هندسی کامل محسوب می شده اند از این رو عدد 7 به عنوان مجموع دو عدد سه و چهار  برای آنها عددی مقدس محسوب میشده است  علاوه بر این در یونان هر 7 سیاره  را خدای می دانستند کسلن، هیلیوس، آرس، هرمس، زئوس آفرودیت،و کرونوس.

یهودیا قدیم نیز بری عدد 7 معنای ویپه ای را در نظر گرفته بودند. در کتاب اول عهد عتیق "تورات" آمده  است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرده است در روز هفتم خداوند به استراحت پرداخته است موسی رد ده فرمان خود از  پیروانش می خواهد  که این روز آرامش را مقدس بدارند علاوه بر این از عدد 7 به عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است.از آن زمان عدد 7  نز د یهو دیان و بعدها نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند  به عنوانی عدد مقدس محسوب می شود.

عدد 7 نقش برجسته ای در معماری معابد و کاخ ها داشته است

بتکده مشهور چورینگهام به وسله 7 دیوار مربع شکل احاطه شده در 7 رنگ مختلف رنگ شده و در میانه هر دیوار  یک هرم 7 طبقه تعبیه شده است  در معبد بوریپا که حالا بوریس میناد نامیده شده 7 صحنه وجود داشته نماد 7 دایره متمرکز از 7 کره که از کاشی و فلز ساخنه شده  بود.

عدد 7 به طورنمادین به وحدت الوهیت با جهان اشاره می کند این ایده فیثاغورثی به وسله مسیحیان به خصوص در قرون وسطی به کار رفته که عدد 7 را در معماری مقدس به کار می بردند. به طور مثال کلیسای جامع کلن  این عدد را در تمام جزییات نشان    می دهد.

کلیسای جامع کلن

 

کلیسای جامع کلن (آلمانی: Kölner Dom، نام رسمی: Hohe Domkirche St. Peter und Maria) در کلن، با ۱۵۷ متر بلندی، دومین کلیسای بلند در کشور آلمان و سومین در کل جهان محسوب می‌شود.

این کلیسا بین سالهای ۱۸۸۰ (میلادی) تا ۱۸۸۸ (میلادی) بلندترین ساختمان جهان بود. این بنای زیبا و عظیم، محبوبترین دیدنی ساختمانی در کشور آلمان به حساب می‌آید[نیازمند منبع]. در سال ۲۰۰۱ (میلادی)، ۵ میلیون و در سال ۲۰۰۴ (میلادی)، ۶ میلیون جهانگرد از این بنا دیدن کردند (تقریباً به اندازه بازدیدکنندگان برج ایفل در شهر پاریس)[نیازمند منبع].

این کلیسای جامع دوقلو، همچنین پس از کلیسای جامع سویلا و کلیسای جامع ميلان سومین کلیسای بزرگ عصر گوتیک به حساب می‌آید[نیازمند منبع]. این بنا در سال ۱۹۹۶ (میلادی) در رده میراث جهانی یونسکو قرار گرفته است.

[ویرایش] تاريخچه کوتاه

پس از بازگشت «روم شرقی» یعنی بیزانس به غرب و پیروزی و غلبه بر روم غربی، ایشان مذهب جدید خود يعنی مسيحيت را که در خاورمیانه اختیار کرده بودند، مذهب رایج قلمروی پادشاهی خود اعلام نمودند. در سال ۳۱۱ پادشاه کنستانتین در آلمان، که مستعمره مطلق روم بود، فرمانی مبنی بر رسمی شدن مذهب مسیحیت صادر نمود و فرمان داد تا تمامی عبادتگاه‌های ایرانی میترایی را، که تا چندی پیش تنها مذهب بخش عمده اروپا محسوب می‌شد، ویران کرده و بروی آنها عبادتگاه‌های مسیحی بنا کنند. چنین فرمانهایی هم زمان در سرتاسر قلمروی تحت فرمان روم صادر شد. در واقع می‌توان در زیرزمین یا در لابلای خاکهای زیر بنای اکثر کلیساهای تاریخی اروپا، از جمله کلیسای جامع کلن، باقی مانده عبادتگاه‌های میترایی را یافت. یکی از مهمترین علل معروفیت کلیسا جامع کلن در دنیای مسیحیت، گذشته از ابعاد بسیار وسیع آن (زيربنای تقريبی ۷۹۱۴ متر مربع)، تابوت طلایی می‌باشد که در آن اسکلت سه "پادشاه مقدس" يا "مغ های مقدس مشرق زمين" (مغ ها و موبدان اشکانی يا همان سه "پادشاهی" هستند که در ادبیات دینی مسیحیت از آنها به عنوان پیام آور میلاد مسیح یاد می‌شود) نگهداری می‌شود. اسکلت ها را اسقف اعظم "راينالد فون داسل" در سال ۱۱۶۴ مسيحی از شهر میلان ایتالیا به کلن آورد. در سال ۱۲۲۵ بخاطر تعداد روز افزون زواری که برای زيارت "مغ های مقدس" به اين عبادتگاه ميامدند تصميم گرفته شد که کليسای جديدی ساخته شود. پايان کار کليسای جديد تقريبا ششصد سال به درازا کشيد و پس از چندين توقف اجباری بخاطر جنگهای متعدد و در گيری های محفلی داخل کليسا و يا سياسی در تاريخ پانزده اکتبر ۱۸۸۰ جشن گرفته شد.

                                                                                              هگمتانه و هفت:                                                 ، فارسی نو: همدان        Ecbatana  یونانی      Haŋgmatana هَگمَتانَه ، فارسی باستان                  

هگمتانه به معنی جای بهم امدگان، جای گرد آمدگان نام باستانی شهر همدان در زبان ایرانیان در زمان ماد ها و هخامنشیان است برخی هگمتانه را شهر مادها معنی می کردند و آن را برابر با عبارت ایلامی نو     

Hal. mata.na

شهر مادها  می گفتتند که نادرست است.  

دیاکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید تصمیم به ساخت کاخی بزرگ و مستحکم کرد  به صورت هفت قلعه  تو در تو گرفت به طوری که کاخ پادشاهی  و خزانه در درون قلعه هفتم قرار داشته باشد دیااکو به تقلید از رنگ امیزی قصرهای بابلی دستور داده بود کنگره های هر قلعه به رنگی مخصوص که به رنگ یکی از سیاره ها بوده در آوردندبه این ترتیب رنگ کنگره قلعه اول سفید و به ترتیب پس از آن سیاه، ارغوانی، آبی ، نارنجی،سیمین( زرین)، محیط بیرونی ترین دیوار قلعه تقریبا به اندازه حصار شهر آتن بوده است که به رنگ سبز می باشد.

در سایر بناهایی که در دوران باستان ساخته شد عدد هفت بسیار به کا برده شد از جمله:

 باغ ههای معلق بابل منسوب به بخت النثر که خودش یکی از عجایب هفت گانه جهان است که در هفت طبقه ساخته شده.

آرامگاه کوروش هفت طبقه است از آن تاریخ به بعد  عدد هفت در مذاهب تاریخ جهان و در تصوف و سنن و آداب اهمیت زیادی پیداه کرده شمار بسیاری از امور و عوامل طبیعی هفت بوده است .

اما هیچ قانون و دلیل منطقی ای برای این موضوع وجود ندارد.

عددپی:                                                                                                       

کمی بیش از دو قرن است که نسبت طول محیط دایره را به قطر آن ،با نشانه پی می شناسند. این نشانه حرف اول یک کلمه یونانی به معنای محیط است.برای نخستین بار «ویلیام جون»،ریاضیدان انگلیسی،در سال ۱۷۰۶ از این نشانه استفاده کرد و از میانه سده هجدهم که« لیونارد اولر» کتاب «آنالیز» خود را چاپ کرد دیگر در همه جا به کار رفت.ولی خود مفهوم این عدد (البته بدون اینکه نشانه ای برای ان در نظر گرفته شده باشد )،بیش از چهارهزار سال سابقه دارد.آنها که هرم مشهور « خیوپو س » رامورد بررسی قرار د اده اند در نسبت اندازه های آن،رد پاهای اشکالی از این نسبت یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن دیده اند: خارج قسمتی که از تقسیم مجموع دو ضلع قاعده بر ارتفاع هرم به دست می آید، مساوی 3.1416 است واین همان مقدار عدد پی است که سه رقم بعد از ممیز ان دقیق است                                                                .

استفاده از عدد پي در ساخت تخت جمشيد:

مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند. «عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.» بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند.

دكتر «حسين سلطان‌زاده»در كتاب تخت جمشيد اشاره كرد:                                  

تخت جمشيد كه نام آن در دوره هخامنشيان پارسه بود، يك دژ حكومتي _ سكونتي بود

مهم‌ترين ساختمان اين مجموعه كه از آن براي مراسم آييني _ تشريفاتي نوروز استفاده مي‌شد، كاخ آپاداناست كه طرح آن جنبه نمادين دارد.در اين بنا از بعضي مهم‌ترين اعداد مقدس در فرهنگ ايراني مانند 3، 4، 6، 12 و 72 استفاده شده است. مجموع تعداد ستون‌هاي آن 72 عدد است. عدد 72 عددي بسيار مقدس در ايران و بين‌النهرين بوده است. تمدن مايا يكي از تمدن‌هاي باستاني است كه پيشينه شكل‌گيري آن به حدود 1500 ق.م مي‌رسد. مهم‌ترين معابد آنان به شكل هرم مطبق ساخته مي‌شدند. در بسياري از موارد شمار طبقات يك هرم و نيز شمار پله‌هاي هرم به اندازه اعداد نمادين و مقدس آنان يا اعداد نجومي و مربوط به گاه‌شماري آنان بود. براي نمونه مي‌توان به معبد كاستيلو در شهر چيچن ايستا اشاره كرد كه هرم آن نقشه‌اي به شكل مربع دارد و

چهار پله‌كان در چهار طرف آن ساخته شده كه هر كدام از آنها 91 پله دارد كه در مجموع شمار پله‌ها معادل 364 عدد مي‌شود كه با سطح نهايي هرم به 365 عدد مي‌رسد كه با تعداد روزهاي سال برابر است. اين معبد 9 طبقه دارد، زيرا عدد 9 در فرهنگ مايا مقدس بود. از اين معبد براي رصد بعضي از ستارگان و كرات استفاده مي‌شده است.             

تناسبات طلایی:                                                                                           

هنرمندان قديمی برای اضافه نمودن حس توازن و شكوه به يك صحنه ، مجسمه يا بنا مدتها از تركيب تناسب طلايی استفاده كرده‌اند . تركيب مزبور يك تناسب رياضی بر اساس نسبت 1.618در نظر گرفته می‌شود.بوده و در اغلب مواقع در طبيعت ، مثلا در صدف‌های دريايی و الگوی دانه‌های گل آفتاب‌گردان و يا ساختار هندسي بازوهای ميله‌ای كهكشانهای مارپيچي موجود در كيهان يافت می‌شود . امروزه سرنخ‌هايي از اين نسبت طلايي در نانو ذرات ( شاخه‌ي نانو تكنولوژي ) بدست آمده است . در واقع هم در عالم خرد و هم در عالم كلان اين تناسب بخوبي قابل شناسايي است . به هر حال به كار بردن اين نسبت در طراحی‌هاي دستي و رشته‌هاي هنري كار راحتی نمی‌باشد ، براي اينكه هرگز نمی‌توان به مركز دوران مارپيچ رسيد و اين نقطه ، مركزی نامعلوم و غير قابل دسترس است و تا بي‌نهايت ادامه مي‌يابد . به علت سهولت در ترسيم‌ها و كارهاي عملي ، نسبت 1.6درنظر گرفته می شود.عكس‌هاي فوق مربوط به صدف‌هاي دريايي ، حلزون شنوايي گوش ، يك گردباد و يك كهكشان است. در گل آفتاب‌گردان ، امتداد مسير دوران مارپيچ طلايي يا فيبوناچي در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد مشاهده مي شود .                                                                                                 

مستطيل طلايی ويژه
دنباله‌ي فيبوناچي و عدد طلايي چيست ؟                                                        

لئوناردو فيبوناچي ايتاليايي تبار اهل پيزا حدود سال 1200 ميلادي مساله‌اي طرح كرد : فرض كنيد كه يك جفت خرگوش نر و ماده در پايان هر ماه يك جفت خرگوش نر و ماده جديد به دنيا بياورند … اگر هيچ خرگوشي از بين نرود ، در پايان يك سال چند جفت خرگوش وجود خواهد داشت ؟ البته در اين مسئله مي‌بايست قواعد و اصول فرضي و قراردادي زير مراعات شوند !” شما یك جفت خرگوش نر و ماده دارید كه همین الآن متولد شده‌اند .خرگوشها پس از یك ماه بالغ می‌شوند .دوران بارداری خرگوشها یك ماه است .هنگامی كه خرگوش ماده به سن بلوغ می‌رسد حتما باردار می‌شود .در هر بار بارداری خرگوش ماده یك خرگوش نر و یك ماده مي‌زايد .خرگوش‌ها تا پايان سال نمی‌میرند . ”او براي حل اين مسئله به يك سري از اعداد يا بهتر است بگوييم به يك دنباله رسيد كه عبارت بود از,0،1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 كه در اين دنباله هر عددي ( به غير از صفر و يك اول ) حاصل جمع دو عدد قبلي خودش مي‌باشد ، به طور مثال 3+5=8 يا 1+2=3 و …..علت بر اينكه در پايان ماه اول ، جفت اول به بلوغ مي‌رسد و در پايان ماه دوم بعد از سپري كردن يك ماه بارداري ، يك جفت خرگوش متولد ميشود كه جمعا دو جفت خرگوش خواهيم داشت ، در پايان ماه سوم جفت اول يك جفت ديگر به دنيا مي‌آورد ولي جفت دوم به پايان دوران بلوغ خود ميرسد كه در كل سه جفت خواهيم داشت در پايان ماه چهارم جفت اول و جفت دوم وضع حمل مي‌كنند و تبديل به چهار جفت ميشوند و جفت سوم به بلوغ مي‌رسد و در كل پنج جفت خواهيم داشت و الي آخر كه در پايان ماه دوازدهم تعداد 233 جفت خرگوش خواهيم داشت .اين مستطيل را ، مستطيل فيبوناچي نيز مي‌نامند . براي رسم مارپيچ طلايي يا فيبوناچي از راس ( گوشه‌ي ) هر مربع يك كمان به شعاعي برابر ضلع آن مربع رسم مي‌كنيم . به اين مارپيچ بدست آمده ، اسپيرال لگاريتمي هم گفته ميشود .اسب‌هاي آبي ، صدف حلزون‌ها ، صدف نرم‌تنان ، موج‌هاي اقيانوس‌ها ، سرخس‌ها ، شاخ‌هاي جانوران و نحوه قرار گرفتن گلبرگ‌هاي گل آفتاب‌گردان و چيدمان گل مرواريد ، همه به صورت اسپيرال لگاريتمي است . گردباد و منظومه‌ها از نگاه بيرون كاملاً در مسيري به صورت اسپيرال حركت مي‌كنند .مستطيل‌هاي طلايي ، مانند نسبت طلايي فوق‌العاده ارزشمند هستند . در بين مثال‌هاي بي‌شمار از وجود اين نسبت و يكي از برجسته‌ترين آنها مارپيچ هاي DNA است . اين دو مارپيچ فاصله دقيقي را با هم براساس نسبت طلايي حفظ مي‌كنند و دور يكديگر مي‌تابند . در حالي كه نسبت طلايي و مستطيل طلايي جلوه‌هاي زيبايي را از طبيعت و ساخته‌هاي دست انسان به نمايش مي‌گذارد ، جلوه ديگري از اين شكوه وجود دارد كه زيبايي‌هاي تحرك را به نمايش مي‌گذارد . يكي از بزرگ‌ترين نمادهايي كه مي‌تواند رشد و حركات كاينات را نشان دهد ، اسپيرال طلايي است .اسپيرال طلايي كه به آن اسپيرال لگاريتمي و اسپيرال متساوي‌الزاويه نيز مي‌گويند هيچ حدي ندارد و شكل ثابتي است . روي هر نقطه از اسپيرال مي توان به هر يك از دو سو تا بي‌نهايت حركت كرد . از يك سو هرگز به مركز نمي‌رسيم و از سوي خارجي نيز هرگز به انتها نمي‌رسيم . هسته‌ي اسپيرال لگاريتمي وقتي با ميكروسكوپ مشاهده مي‌شود همان منظره‌اي را دارد كه وقتي به اندازه هزاران سال نوري به جلو مي‌رويم . ديويد برگاميني در كتاب رياضياتش خاطرنشان مي‌كند كه منحني ستاره‌هاي دنباله‌دار از خورشيد كاملا شبيه به اسپيرال لگاريتمي است . عنكبوت شبكه تارهاي خود را به صورت اسپيرال لگاريتمي مي‌بافد . رشد باكتري‌ها دقيقاً براساس رشد منحني اسپيرال است . هنگامي كه سنگ‌هاي آسماني با سطح زمين برخورد مي‌كنند ، مسيري مانند اسپيرال لگاريتمي را طي مي كنند . دررسم فوق دنباله را از عدد20شروع کرده ایم یعنی سری اعداد20,20,40,60,100,160,…درواقع نسبت عرض به طول مستطیل را1.6 درنظر گرفته ایم.اينك اگر در اين دنباله ( 1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 ) هر عدد را به عدد قبلي‌اش تقسيم كنيم يك چنين سري را بدست مي‌آوريم :
1/1=1 ، 2/1=2 ، 3/2=1.5 ، 5/3=1.66… ، 8/5=1.6 ، 13/8=1.625 ، ……. ، 233/144=1.61805……
كه هر چقدر جلوتر برويم به‌نظر مي‌آيد كه به يك عدد مخصوص مي‌رسيم . اين عدد را عدد طلايي مي‌نامند كه اين عدد تقريبا برابر است با : 1.618033…………….

روش جبري براي بدست آوردن عدد طلايي :
مستطيلي به عرض 1 واحد و طول x را در نظر مي‌گيريم کهxطول و1 عرض آن باشد. . اينك بايد مقدار x را چنان تعيين كنيم ( بدست آوريم ) كه اگر مربعي به ضلع 1 واحد را از اين مستطيل جدا نماييم ، مستطيل بدست آمده‌ي كوچكتر ، متناسب مستطيل بزرگتر قبلي باشد ، يعني x/1=1/(x-1) a به بيان ساده‌تر ، نسبت طول به عرض مستطيل اول برابر نسبت طول به عرض مستطيل بدست آمده ( ‌مستطيل دوم ) باشد كه با ضرب صورت در مخرج طرفين تناسب ، يك معادله درجه 2 بدست مي‌آيد يعني x²-x-1=0 و با ريشه‌يابي اين معادله به ريشه‌هاي 1.6180 و 0.6180- دست مي‌يابيم .درواقع اگر پاره خطی را در نظربگیریم وفرض کنیم آن را بگونه ای تقسیم کنیم که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشدآنگاه: a2=a*b+b2که اگر به جایbعدد1بگذاریم نسبتی معادل1.61803399بدست می آید.

روشهاي هندسي براي بدست آوردن عدد طلايي :                                               

اگر يك مثلث متساوي‌الاضلاع رسم كنيم ( مثلث بنفش ) و از مركز آن دايره‌اي رسم كنيم تا از سه راس آن مثلث عبور كند ( دايره‌ نارنجي ) و وسط دو ضلع مثلث را يافته و پاره خطي از آن دو نقطه تا محيط دايره ، رسم كنيم دو پاره خط با نسبت طلايي بدست مي‌آيد ( پاره خط زرشكي و سرخ آبي ) يعني:  69.2820323/42.81865077=1.61803398…….
رسم زير روش ديگري براي رسم مستطيل طلايي ويژه و تناسبات طلايي ، و همچنين بدست آوردن عدد طلايي را نشان مي‌دهد .جهت رسم يك مستطيل طلايي به نسبت عدد طلايي ابتدا يك مربع به ضلع يك واحد كشيده سپس طبق شكل فوق وسط ضلع پاييني اين مربع را پيدا مي‌كنيم . سپس يك قوس با شعاعي به اندازه وسط ضلع پاييني مربع تا گوشه سمت راست بالا مي‌كشيم تا طول مستطيل معلوم شود .

مجموعه اهرام جیزه)                                                                              GIZA)

مطابق تحقيقات انجام شده ، نسبت طول ضلع قاعده به ارتفاع در اهرام ثلاثه مصر ، برابر نسبت طلايي است . همچنين ديوارهاي معبد پارتنون از مستطيل‌هاي طلايي ساخته شده است ! زيرا به اعتقاد سازندگان آنها ، مستطيل‌ها با نسبت‌هاي طلايي به چشم خوشايندتر هستند و اين موضوع دال بر اين واقعيت است كه اين تناسبات هندسي در ذات انسان‌ها نيز شكل گرفته‌اند ! به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام Giza خیلی ساده کشیده شده است. مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند). طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد. کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجم معروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : "هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی از آنها قضیه فيثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلايي می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد". تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد. کپلر روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد .در انتها چند مثال از رعایت نسبت طلایی:برگهای آناناس,گل داوودی,گل کلم, میوه ی کاج, ,خودانسان نیز از ناف به نسبت فی تقسیم می شود.علم ثابت کرده است که این نسبت
به راستی نسبت پایه ومبنای خلقت جهان است.هنرمندان دوره ی رنسانس عددفی رایک   نسبت الهی می دانسته اند.                                                                                                          

معماری بیزانس:

امپراطوری روم طی تهاجمات وجنگهای داخلی به دوقسمت شرقی وغربی تقسیم شد.امپراتوری روم شرقی ;که نام یکی از شهرهای قدیمی خود یعنی بیزانس را گرفت.کنستانتین از امپراتوران آن اسم مرکز حکومت راکنستانتینوپل قرار داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 8:35  توسط ....مدیر وبلاگ....  |